به گزارش سراج24؛ هفته های نخستی که ایران کنترل و نظارت خود بر تنگه هرمز را اعمال نمود، همسو با کارشناسان نظامی، جریانات وابسته به جریان غربزده همسو با رسانه های فارسی زبان بیگانه اینگونه القاء می کردند که استیلای ایران بر تنگه هرمز موقت است و پایدار نخواهد بود چرا که امریکا قدرت بلامنازع دنیاست و با اقتداری که در حوزه های مختلف نظامی دارد، اجازه استمرار چنین وضعیتی را نخواهد داد.
در تمام این مدت مقامات برخی از کشورها بسیار امیدوار بودند تا رئیس جمهور امریکا بتواند چنین وضعیت تنگه هرمز را به ماقبل جنگ رمضان بازگرداند، با اینحال وی با بکارگیری ابزارهای مختلف نظامی، عملیات روانی، تهدید و تطمیع نتوانست این تنگه را بازگشایی نماید.
ایجاد ترس و دلهره در افکار عمومی جامعه ایران جای خود را به تعریف و تمجید از اقتدار ایران داده است تا جایی که کمتر روزی را می توان سراغ گرفت که شخصیت برجسته یا رسانه های معتبر بین المللی از صلابت نظامی ایران سخنی به میان نیاورند؛ اعترافی که هر روز وسعت بیشتری به خود می گیرد.
به عنوان نمونه، ژنرال بازنشسته یتسحاق بریک در یادداشتی که هفته گذشته در روزنامه معاریو منتشر شد، اعتراف کرد که ایران موفق شد توانمندیهای نظامی و دفاعی خود را به سرعت بعد از جنگ قبلی بازسازی کرده، در حالی که همچنان ذخایر اورانیوم خود را هم در اختیار دارد (که به زعم این ژنرال برای تولید بمب هستهای کافی است) و در کنار آن حاضر به دادن هیچ امتیازی هم نیست، همچنین نباید فراموش کنیم که وقتی ترامپ کاخ سفید را ترک کند، ما به حال خود رها خواهیم شد.
وی در بخش دیگری از یادداشت خود با اشاره به اهداف از پیش تعیین شده امریکا-اسرائیل در جنگ تاکید می کند: اما این مسیر به نتیجه نرسید. با وجود ویرانیهای عظیمی که نیروهای هوایی آمریکا و ارتش اسرائیل طی یک ماه وارد کردند، ایرانیها تسلیم نشدند؛ بلکه فشاری را اعمال کردند که ترامپ در محاسبات خود درباره آن دچار اشتباه شده بود: محاصره تنگه هرمز که خسارات اقتصادی سنگینی بر جهان وارد کرد. ترامپ تحت فشار شدید داخلی در ایالات متحده تسلیم شد و با آتشبس دوهفتهای در ازای بازگشایی تنگه موافقت کرد. این آتشبس به هیچگونه عقبنشینی ایران در هیچ زمینهای منجر نشد: نه در زمینه موشکی، نه در غنیسازی اورانیوم و نه در حمایت از گروههای نیابتی.
یا در نمونه ای دیگر روزنامه «تلگراف» گزارشمی دهد؛ ادامه محاصره بنادر ایران و تلاش برای باز نگهداشتن تنگه هرمز، ظرفیت عملیاتی ناوگان را تحت فشار قرار داده و مشکلات مربوط به نگهداری و تعمیر کشتیها را افزایش داده است. این وضعیت همچنین نگرانیهایی درباره توان آمریکا برای مقابله با تهدیدات دیگر، بهویژه در منطقه اقیانوس آرام و در برابر چین، ایجاد کرده است. گزارشها حاکی از آن است که فرماندهان نظامی در ارزیابیهای داخلی به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، هشدار دادهاند که ادامه عملیات گسترده علیه ایران میتواند توان ارتش برای پاسخگویی به سایر تهدیدها را کاهش دهد.
این روزنامه در ادامه اظهار می کند؛ همزمان، پنتاگون با بیثباتی در سطوح بالای مدیریتی روبهروست، هگست در ماههای اخیر شاهد خروج شماری از مقامهای ارشد، از جمله وزیر ارتش، بوده است و تعداد زیادی از ژنرالها و افسران ارشد نیز برکنار یا وادار به استعفا شدهاند، این تغییرات در حالی رخ داده است که ارتش آمریکا درگیر یک عملیات نظامی طولانیمدت در خاورمیانه است.
از این دست گزارش ها و اظهارنظرهای افراد مشهور فراوان است؛ در نمونه ای دیگر وبگاه آسیا تایمز در گزارشی تحلیلی ابراز می کند: «کنایهای تاریخی در این واقعیت نهفته است که ایالات متحده در فوریه ۲۰۲۶ به قصد نابودی ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای وارد جنگ شد، اما در عوض به تحکیم سلطهی ایران انجامید». ایران از جنگ ۲۰۲۶ «نه بهعنوان یک دولت شکسته، بلکه بهعنوان قدرت برتر در خلیج فارس» بیرون آمده است.
مجلهی آتلانتیک اینگونه قدرت ایران را توصیف می کند: «قدرت مسلط در خاورمیانه از این پس آمریکا یا اسرائیل نخواهد بود، بلکه ایران است. رابرت کِیگان، استراتژیست شاخص نئومحافظهکار آمریکایی و معمار اشغال نظامی افغانستان و عراق، هم امریکا-اسرائیل را شکست خورده در مقابل ایران می داند همانند بسیاری از تحلیلگران بزرگ دنیا.
زمانی از دریچه ذهن استراتژیست های بزرگ تحلیلگران برجسته عرصه بین المللی به جنگ میان آمریکا-اسرائیل و ایران نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که نتیجه قطعی این منازعه، تثبیت قدرت ایران در منطقه غرب آسیا و ارتقا موقعیت ژئوپلتیک ایران و محور مقاومت است. به واقع جایگاه ایران پس از جنگ رمضان از یک قدرت منطقهای فراتر رفته است و تبدیل به یکی از ارکان اصلی نظم نوین جهانی شده است



